نماز عيد سعيد فطر به امامت حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي اقامه ‌شد

نماز پرفيض عيد سعيد فطر به امامت آيت‌الله  خامنه‌اي (مدظله العالي) اقامه ‌شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) ملت موحد و مومن ايران يك ماه روزه‌داري و عبادت را با اقامه پرشكوه نماز عيد سعيد فطر به جشن ملي معنويت و عبوديت تبديل كرد.

در اوج اين نشاط و طراوت معنوي مصلاي دانشگاه تهران و خيابان‌هاي اطراف آن صبح روز يكشنبه ميزبان اجتماع عظيم مومناني بود كه نماز مبارك فطر را به امامت آيت‌الله خامنه‌اي اقامه كردند.

مردم تهران دسته دسته از ساعات آغازين صبح به سوي دانشگاه تهران حركت كردند تا شكرانه يك ماه صوم و صلات و مبارزه با نفس را با سردادن نداي الله‌اكبر و اقتدا به مقتداي خويش تكميل كنند.

اين مراسم از ساعت 7 و 45 دقيقه صبح با تلاوت آياتي از كلام‌الله مجيد در دانشگاه تهران آغاز ‌شد.

هم‌چنين در‌هاي دانشگاه تهران از ساعت شش صبح عيد فطر به روي نمازگزاران باز بود.

خدایا .....

دکتر علی شریعتی :

خدایا عقیده ام را از عقده ام مصون نگه دار

                       

کلام امام

من به شما جوانان توصیه میکنم

 نصب العین شما قرآن و احادیث باشد.

نمی دانم

نسیم ولایت

افتخار شريعتي اين بود كه مقلد امام خميني است :

 

کار بزرگ امام(ره)

اولين کار بزرگ او، احياى اسلام بود. دويست سال است که دستگاههاى استعمارى سعى کردند تا اسلام به دست فراموشى سپرده شود. يکى از نخست‏وزيرهاى انگليس در جمع سياستمداران استعمارى دنيا اعلام کرده بود که ما بايد اسلام را در کشورهاى اسلامى منزوى کنيم! قبل و بعد از آن نيز پولهاى گزافى خرج شد تا اسلام در درجه‏ى اول از صحنه‏ى زندگى، و در درجه‏ى دوم از ذهن و عمل فردى انسانها خارج شود؛ چون مى‏دانستند اين دين، بزرگترين مانع در راه چپاول قدرتهاى بزرگ و استکبارى است. امام ما اسلام را دوباره زنده کرد و به ذهن و عمل انسانها و صحنه‏ى سياسى جهان برگرداند.
دومين کار بزرگ او، اعاده‏ى روح عزت به مسلمين بود. اين‏گونه نبود که اسلام صرفاً در بحثها و تحليلها و دانشگاهها و صحن جامعه و زندگى مردم مطرح شود؛ بلکه بر اثر نهضت امام ما، مسلمانها در همه جاى عالم احساس عزت کردند.
يک نفر مسلمان از کشورى بزرگ که مسلمين در آن در اقليت قرار دارند، به من مى‏گفت: قبل از انقلاب اسلامى، مسلمان بودن خود را هرگز اظهار نمى‏کرديم. طبق فرهنگ آن کشور، همه اسم محلى داشتند، و هرچند خانواده‏هاى مسلمان روى بچه‏هاى خود اسم اسلامى مى‏گذاشتند، اما جرأت نمى‏کردند آن اسم را اظهار کنند و از بيان آن خجالت مى‏کشيدند! اما بعد از انقلاب شما، مردم ما با افتخار اسم اسلامى خود را مى‏گويند، و اگر از آنها بپرسند که شما چه کسى هستيد، اول آن اسم اسلامى را با افتخار بر زبان مى‏آورند.
بنابراين، با کار بزرگى که امام(ره) انجام داد، مسلمانها در همه جاى دنيا احساس عزت مى‏کنند و به مسلمانى و اسلام خود مى‏بالند.
سومين کار بزرگ او اين بود که به مسلمانها احساس درک امت اسلامى داد. قبل از اين، مسلمانها در هر جاى دنيا که بودند، چيزى به نام امت اسلامى برايشان مطرح نبود و يا اصلاً جدى تلقى نمى‏شد. امروز همه‏ى مسلمانها در اقصاى آسيا تا قلب آفريقا و تمام خاورميانه و در اروپا و امريکا، احساس مى‏کنند که جزو يک جامعه‏ى جهانىِ بزرگ به نام امت اسلامى هستند. امام احساس شعور نسبت به امت اسلامى را ايجاد کرد، که بزرگترين حربه براى دفاع از جوامع اسلامى در مقابل استکبار است.
چهارمين کار بزرگ او، ازاله‏ى يکى از مرتجعترين و پليدترين و وابسته‏ترين رژيمهاى منطقه و جهان بود. ازاله‏ى حکومت پادشاهى در ايران، يکى از بزرگترين کارهايى بود که کسى مى‏توانست آن را تصور کند. ايران مهمترين دژ استعمار در منطقه‏ى خليج‏فارس و خاورميانه بود. اين دژ، به دست امام ما در هم فرو ريخته شد.
کار پنجم او، ايجاد حکومتى بر مبناى اسلام بود؛ چيزى که به ذهن مسلمانها و غيرمسلمانها خطور نمى‏کرد، و خواب خوشى بود که مسلمانهاى ساده‏لوح هم هرگز آن را با خود تصور نمى‏کردند و نمى‏ديدند. امام(ره) در حد يک معجزه، به اين خيال افسانه‏آميز لباس واقعيت پوشاند.
کار ششم او، ايجاد نهضت اسلامى در عالم بود. قبل از انقلاب اسلامى، در بسيارى از کشورها و از جمله کشورهاى اسلامى، گروهها و جوانها و ناراضيها و آزادى‏طلبها، با ايدئولوژيهاى چپ وارد ميدان مى‏شدند؛ اما بعد از انقلاب اسلامى، پايه و مبناى حرکتها و نهضتهاى آزاديبخش، اسلام شد. امروز در هر نقطه‏يى از دنياى وسيع اسلام که جمعيت يا گروهى به انگيزه‏ى آزاديخواهى و ضديت با استکبار حرکت مى‏کنند، مبنا و قاعده‏ى کار و اميد و رکنشان، تفکر اسلامى است.
هفتمين کار بزرگ او، نگرشى جديد در فقه شيعه بود. فقاهت ما پايه‏هاى بسيار مستحکمى داشته و دارد. فقاهت شيعه، يکى از محکمترين فقاهتها و متکى به قواعد و اصول و مبانى بسيار مستحکمى است. امام عزيزمان اين فقه مستحکم را در گستره‏يى وسيع و با نگرشى جهانى و حکومتى مورد توجه قرار داد و ابعادى از فقه را براى ما روشن کرد که قبل از آن روشن نبود.
کار هشتم او، ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حکام بود. در دنيا پذيرفته شده است که کسانى که در رأس اجتماعات قرار مى‏گيرند، اخلاق فردىِ خاصى داشته باشند! تکبر ورزيدن، برخوردار بودن از زندگى راحت و مسرفانه، تجمل‏گرايى، خودرأيى و خودخواهى و امثال اينها، چيزهايى است که مردم دنيا قبول کردند که کسانى که در رأس حکومتها قرار مى‏گيرند، اين اخلاق را داشته باشند. حتّى در کشورهاى انقلابى، انقلابيونى که تا ديروز زير چادرها زندگى مى‏کردند و در دخمه‏ها مخفى مى‏شدند، به مجرد اين‏که به حکومت مى‏رسند، وضع زندگيشان عوض مى‏شود و اخلاق حکومتيشان تغيير مى‏کند و همان وضعيتى را به خود مى‏گيرند که بقيه‏ى سلاطين و رؤساى عالم داشتند! ما از نزديک چنين چيزى را ديده‏ايم؛ براى مردم هم مايه‏ى تعجب نيست.
امام ما اين باور غلط را عوض کرد و نشان داد که رهبر محبوب و معشوق يک ملت و ديگر مسلمانان عالم، مى‏تواند زندگى زاهدانه‏يى داشته باشد و به جاى کاخهاى مجلل، در يک حسينيه از ديدارکنندگان پذيرايى کند و با لباس و زبان و اخلاق انبيا با مردم برخورد کند.
اگر دلهاى حکام و زمامداران به نور معرفت و حقيقت روشن شده باشد، تجمل و تشريفات و اسراف و برخورداريهاى زياد و خودرأيى و تکبر و استکبار، جزو لوازم حتمى زمامدارى آنها محسوب نمى‏شود. از معجزات بزرگ آن بزرگوار اين بود که هم در زندگى خود و هم در آن دستگاهى که به وجود آورده بود، نور معرفت و حقيقت تجلى يافته بود.
کار نهم او، احياى روحيه‏ى غرور و خودباورى در ملت ايران بود. برادران عزيز! حکومتهاى استبدادى و فردى، سالهاى متمادى ملت ما را به صورت ملتى ضعيف و مستضعف و توسرى‏خور در آورده بودند؛ ملتى که از استعداد جوشان و خصلتهاى جمعىِ فوق‏العاده ممتاز برخوردار است و در طول تاريخ بعد از اسلام، اين‏همه افتخارات علمى و سياسى دارد.
قدرتهاى خارجى - مدتى انگليسيها و مدتى هم روسها و ديگر دولتهاى اروپايى، و پس از آن امريکاييها - ملت ما را تحقير کرده بودند. ملت ما هم باور کرده بود که قابليت و لياقت کارهاى بزرگ را ندارد، سازندگى از او بر نمى‏آيد، ابتکار از او ساخته نيست و ديگران بايد بر او آقايى کنند و به او زور بگويند! بنابراين، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ما کشته بودند؛ ولى امام عزيز ما، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ايران بيدار و زنده کردند.
در همان حال که ملت ما از احساسات و نخوتهاى بيجاى ناسيوناليستى - که استکبار عامل آن، و رژيم منحوس پهلوى مروجش بود - مبرا هستند، اما احساس عزت و قدرت مى‏کنند. امروز ملت ما از دست به دست هم دادن و توطئه‏ى مشترک شرق و غرب و ارتجاع نمى‏ترسند و احساس ضعف هم نمى‏کنند. جوانهاى ما احساس مى‏کنند که خودشان مى‏توانند کشورشان را بسازند. مردم ما احساس مى‏کنند که قدرت و توان آن را دارند که در مقابل تحميلها و زورگوييهاى شرق و غرب بايستند. اين روح عزت و خودباورى و غرور ملى و افتخارات حقيقى و اصيل را امام(ره) در ملت ما زنده کرد.
و بالاخره دهمين کار بزرگ او، اثبات اين نکته بود که «نه شرقى و نه غربى»، يک اصل عملى و ممکن است. ديگران خيال مى‏کردند که يا بايد به شرق متکى بود و يا به غرب، يا بايد نان اين قدرت را خورد و ستايشش کرد و يا آن قدرت را ! فکر نمى‏کردند که يک ملت بتواند هم به شرق و هم به غرب «نه» بگويد و بايستد و بماند و خود را روزبه‏روز ريشه‏دارتر کند؛ اما امام(ره) اين نکته را ثابت کرد.
                                                                              فرازي از خطبه‌هاي نماز جمعه 23/4/1368

خاطرات خواندني از مقام معظم رهبري

آيت‌الله خامنه‌اي در تمام طول زندگي، مشي ساده‌زيستي و مردمي بودن را حفظ كرده و تمام اطرافيان و مسوولان كشور را نيز به اين امر دعوت مي‌كنند. رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره‌هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده‌شان مي‌گويند: «پدرم روحانى معروفى بود اما خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى‌گذشت. من يادم هست شب‌هايى اتفاق مي‌افتاد كه در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيه مي‌كرد و... آن شام هم نان و كشمش بود.»
حجت‌الاسلام سيدعلي اكبري در بيان خاطراتي در وبلاگ شخصي خود مي‌گويد: «ما زماني خدمت ايشان رفتيم و از آقا درخواست نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزلشان و وضيعت زندگي‌شان فيلم‌برداري كنيم، تا مردم وضيعت زندگي رهبر خود را ببينند و بفهمند كه ايشان چگونه زندگي مي‌كنند. آقا فرمودند: «اگر شما بخواهيد زندگي مرا نشان بدهيد مي‌ترسم خيلي‌ها باور نكنند.» [نقل از حجت السلام المسلمين سيد علي اكبر حسيني]

دکتر زهرا رهنورد نيز تعريف مي‌كند: در زمان رياست جمهوري آيت‌الله خامنه‌اي، روزي همسر ايشان به منزل ما آمدند و به من گفتند: «كوپن قند و شكر ما تمام شده است، اگر شما قند و شكر داريد مقداري به ما قرض بدهيد.»

حجت‌الاسلام و المسلمين محمدي گلپايگاني نيز مي‌گويد: با اين‌كه مقام معظم رهبري مي‌توانند از همه‌ي امكانات مادي بهره‌مند شوند، سطح زندگي خصوصي ايشان از سطح زندگي يك شهروند معمولي پايين‌تر است. معظم‌لَه علاوه بر اين كه از يك زندگي معمولي سطح پايين بهره مي‌برند، دائماً به مسوولان سفارش مي‌كنند: «مواظب زندگي خود باشيد. اسراف نكنيد

حجت الاسلام و المسلمين مسيح مهاجري نيز مي‌گويد: «در زمان رياست‌جمهوري آيت‌الله خامنه‌اي، ايشان ماجرايي را براي من تعريف كردند كه بسيار شنيدني و جالب است. معظم لَه فرمودند روزي در دفتر كارم نشسته بودم، تلفن زنگ زد. مادرم پشت خط بود، گوشي را كه برداشتم با صداي خنده ايشان روبه رو شدم. علت را پرسيدم؛ مادرم گفت: «چند روزي است در خانه هيچ نداريم، پدرت هم پولي ندارد». اين داستان براي من بسيار مهم بود. پدر و مادر رييس‌جمهور كشور، پول و غذا ندارند. ماجراي مذكور نشان از ساده‌زيستي در خانه مقام ولايت دارد. ايشان در خانه بسيار ساده زندگي مي‌كنند و هيچ فردي تا به حال نتوانسته از موقعيت معظم لَه سوءاستفاده كند. چه افتخاري براي ملت مهم‌تر از اين كه چنين شخصيت ارزشمندي رهبري آنان را بر عهده دارد؟!

سخن پاياني
آنچه گفته شد قطره‌اي بود از دريايي عظيم كه آب دريا را اگر نتوان كشيد هم بقدر تشنگي بايد چشيد.

                                                                                          منبع : پایگاه ندای آشنا