چند فیلتر شکن قوی...صد درصد تضمینی / Filter Breaker Filter-Breaker

امروز می خواهیم چند تا فیلتر شکن (Filter Breaker)برای شما معرفی کنیم این فیلتر شکن ها که خدمت شما معرفی می کنیم صد در صد کار می کنه و تضمینی است و کاملا رجستری شده است و شما می تونید بدون هیچگونه شک و تردیدی ازشون استفاده کنید البته همیشه در نظر داشته باشید که این روزها فیلتر شکن های تقلبی و نوظهور زیادی وجود داره که بسیار مخرب هستند و سیستم شما رو به هم می ریزند و به هدفی هم که دارید نمی رسید و بجای اینکه فیلتر شکنی بکنند بین انسان و خدایش فیلتر درست می کنند. از این فیلتر شکن ها که وارد دنیای انسانها شده اند می توان به تعصب غیر صحیح ،تقلید کور کورانه ، پیروی کردن از اکثریت ،مد گرایی ،پیروی کردن از عادات زشت اجتماعی و غیره اشاره نمود .
وقتی انسان مرتکب گناه میشه به مرور و تکرار گناه ها خودشو از خدا دورتر میکنه و کم کم گناهان فیلترهایی میشند که مانع ارتباط انسان با خدای خودش می گردند در این نوشته قصد داریم فیلتر شکن هایی رو خدمتتون معرفی کنیم، با استفاده از اونها هیچ فیلتری نمی تونه مانع شما باشه...........

1) نماز: بهترین فیلتر شکن دنیا که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن را امضا و مهر کرده خصوصیت مهم این فیلتر شکن اینه که مانع میشه انسان با گناه کردن فیلترهایی رو بین خودش و خداش ایجاد کنه ... اگه باور نداری این آیه رو بخون " ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/44

2) قرآن : لنگه نداره همه کسانی که متخصص هستند از این فیلتر شکن بی بدیل استفاده می کنند و جلوی کلام خدای تبارک و تعالی زانو می زنند برای استفاده از این فیلتر شکن آن را بخوانید و بفهمید و به آن عمل کنید

3)ولایت : این فیلتر شکن بسیار قوی عمل می کنه برای استفاده از آن باید علاوه بر اعتقاد و محبت اهل بیت علیهم السلام انسان به سلاح عمل هم مجهز باشه و اطاعت پذیری از ولایت جزء لا بنفک وجودش باشه .23(1)

حجاب چرا؟چگونه؟

یکی از دغدغه های دهه اخیر کشور ما بحث حجاب و بی حجابی بوده است. و این سوال همواره مطرح بوده که چرا تمایل جوانان ما به حجاب رو به کاهش است؟ در حالی که توانایی های متعدد و رشد چشمگیری در بعضی از رشته ها نظیر هسته ای ، نانو و ... که برخاسته از همین نسل جوان است، می توان گرایش به کم حجابی را نیز در کارنامه این نسل جای داد. نکته ای که قابل تامل است این است که آیا باید به شکل فصلی و مقطعی به قضیه حجاب نگاه کرد؟ یا بلند مدت و با برنامه، آیا نیاز به فرهنگ سازی است یا مرمّت فرهنگ های قدیمی و پاره فرهنگ ها؟ نقش رسانه های دیداری و شنیداری و نشریات چیست؟ می توان حجاب را به اقسام مختلفی تقسیم کرد نظیر حجاب ظاهری(پوشش،نگاه کردن،گوش دادن ، صحبت کردن و...) و حجاب باطنی ( اندیشه، حسن ظّن و سوء ظّن و ..). بر طبق این تعریف حجاب ظاهری سهم کمی در حجاب یک فرد دارد ولی بسیار تاثیر گذار است. امّا با محدود کردن مساله حجاب به ظاهر افراد جامعه احساس می شود که  از این مساله مهم و ابعاد آن غفلت شده است. آنچه امروزه بیش از پیش نیاز به آن احساس می شود وجود حجابی آگاهانه است. اگر فرد از روی اکراه و فشار محیطی مجبور به حفظ حجاب خود گردد، با تغییر محیط(رفتن به دانشگاه و ازدواج و..) براحتی حجاب خود را کنار می گذارد. اما چرا افراد تمایل به کنار زدن حجاب خود دارند؟ به اعتقاد نویسنده این متن " انسان در ذات نیاز و تمایل به کشف و پرده برداری دارد. حال اگر فضا برای وی محیّا باشد در درجه اول به سبب وجود روح الهی در درونش به کشف حجاب باطنی بر می خیزد تا به کشف و شهود برسد. اما اگر به علل مختلف ناتوان از برداشتن حجاب های درون شود به کشف حجاب بیرونی میل میکند و نیاز متفاوت بودن و حرکت کردن را در خود ارضاء میکند " . اما نقش رسانه ها و نشریات در مقوله حجاب  چیست؟ در واقع در یک تعریف کلیدی می توان گفت، " برجسته کردن ارزشهای درونی افراد" مهم ترین نقش رسانه است. در قرآن مجید بیش از سیصد بار از کلمه " قل " استفاده شده است. و این تاکید بر نقش تربیتی و رسالت کلامی محمّد(ص) بوده است. حتی رسالت جمهوری اسلامی نیز چیزی جز این نیست. در واقع هنر انقلاب اسلامی و رسالت آن به تعبیر حضرت امام (ره) نشان دادن راه خیر و شر است و انتخاب راه با افراد جامعه است، که به نقل از شیخ شیرازی : " گم آن شد که دنبال راعی نرفت " . نقش دیگر رسانه در عرصه جنگ نرم خارج کردن حضرت فاطمه(ص) از مسیر خانه تا بیت الاحزان است. که دشمن از این خروج تاریخی هولناک است. نسل امروز نیاز به یک فاطمه انقلابی دارد. تعریفی نو از دختر رسول اکرم که غریبانه به تنهایی مهدی (عج) می نگرد. برجسته کردن نقش تربیتی و اخلاقی فاطمه در منزل و همکلامی وی با علی(ع) (درمباحث تعامل مرد و زن)، نحوه برخورد او با نامحرم( در بحث مراودات اجتماعی و محیط های کاری )، و پرستش پدر در منزل ( نحوه برخورد جوانان با والدین) و..... به اراده الهی، محبّت چهارده معصوم (ع) در قلب شیعیان نهفته است و این فرصتی بی نظیر را برای تربیت جامعه و حرکت به سمت مدینه فا ضله مهیّا ساخته است. این بحث از دو دیدگاه خارج نیست، دیدگاه اول اینکه چهارده معصوم (ص) توانایی تاثیر گذاری و نقش آفرینی در جوامع بشری را ندارند. و دیدگاه دوم اینکه  نحوه برداشت ما از سیرت، سنّت و زندگی این خانواده اشتباه است. وقوع انقلاب اسلامی و کارنامه جنگ تحمیلی و تا کنون، دیدگاه اول را به کلّی مردود کرده است. اما تامّل در دیدگاه دوم ضروری ترین کار برای دردهای اجتماعی "جامعه منتظر" به نظر می رسد. چرا جوان امروز محبّت فاطمه در دل دارد اما رسالت او را بر دوش نمی کشد؟ چرا عشق حسین در سر دارد اما درد حسین به دل نمی گیرد. باید دوباره تصویر فاطمه را کشید. در حالی که امّ ابیهاست و زخم های پدر را تسکین می دهد و خاکستر از سرش می شوید. باید از خود بپرسیم چرا محمّد(ص) که فاطمه را عاشقانه دوست دارد، بلافاصله به درخواست مشروع او برای داشتن خدمتکار در زندگی مشترک با علی، پاسخ منفی میدهد. او فاطمه را ساخته است اما نه برای خویش و نه برای علی، و نه در حصار هیچ زمانی و نه در محدوده هیچ مرزی و مکانی. فاطمه را برای فاطمه و برای بشریت ساخته است . از  "ذکر آدم تا قیام خاتم "، نه برای شیعه و نه برای سنّی، فاطمه برای بشریت است چون او فاطمه است. و سعدی (ره) نسخه را به تمام تاریخ تا ظهور منجی داده است وقتی فرمود: "خدایا به حق بنی فاطمه/ که بر قول ایمان کنم خاتمه" ، " اگر دعوتم رد کنی یا قبول / من و دست و دامان آل رسول " . آل رسول با برداشتن حجابهای باطنی و بی حجابی در باطن به عمق معرفت و درک الهی رسیده اند و چشمه شناخت و معارف الهی را برای ما به جوشش آورده و حال ما می توانیم جامعه را از آن سیراب کنیم البته با نگاهی نو و تفاسیری انقلابی.

مهدیار

ازدواج موقّت: به قلم: حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

ازدواج موقّت یک ضرورت اجتناب ناپذیر اجتماعى است
 در اینجا بحثى درباره «متعه» و پاسخ بسیارى از ایرادهایى که از عدم توجه به فلسفه، و شرایط، و حدود و قیود آن ناشى مى شود، را بیان مى کنیم.
اخیراً در پاره اى از نشریات یک بحث به اصطلاح علمى درباره «ازدواج موقت» تحت عنوان مسأله اى به نام «صیغه»! مطرح شده بود که نمونه کاملى از دخالت افراد غیر صلاحیت دار در مسائل حقوقى و مذهبى بود.
گردانندگان این مجله ضمن سفسطه ها و فریب کارى هاى روشنى خواسته اند درباره این قانون اسلامى دست به سمپاشى زده و آن را طور دیگر جلوه دهند.
نظر به اینکه آنها تنها کسانى نیستند که روح این قانون عالى اسلامى را درک نکرده اند، بلکه در گوشه و کنار افراد زیادى پیدا مى شوند که بر اثر تبلیغات مسموم یا سوء استفاده هایى که از این قانون شده چنان تصور مى کنند که میان «فحشا» و «ازدواج موقت» هیچ گونه فرقى جز در لفظ نیست!

                     بقیه در ادامه مطلب

شرایط رهبری از دیدگاه امام خمینی

دو شرط اساسى

شرايطى كه براى زمامدار ضرورى است مستقيماً ناشى از طبيعت طرز حكومت اسلامى است. پس از شرايط عامه مثل عقل و تدبير، دو شرط اساسى وجود دارد كه عبارتند از:
1- علم به قانون
2- عدالت
چنانكه پس از رسول اكرم «صلى الله عليه وآله» وقتى در آن كسى كه بايد عهده‏دار خلافت شود، اختلاف پيدا شد باز در اينكه مسئول امر خلافت بايد فاضل باشد، هيچ گونه اختلاف نظرى ميان مسلمانان بروز نكرد. اختلاف فقط در دو موضوع بود.
1- چون حكومت اسلام حكومت قانون است، براى زمامدار علم به قوانين لازم مى‏باشد، چنانكه در روايات آمده است. نه فقط براى زمامدار بلكه براى همه افراد، هر شغل يا وظيفه و مقامى داشته باشند چنين علمى ضرورت دارد. منتهى حاكم بايد افضليت علمى داشته باشد. ائمه ما براى امامت خودشان به همين مطلب استدلال كردند كه امام بايد فضل بر ديگران داشته باشد. اشكالاتى هم كه علماى شيعه بر ديگران نموده‏اند در همين بوده كه فلان حكم را از خليفه پرسيدند نتوانست جواب بگويد، پس لايق خلافت و امامت نيست. فلان كار را بر خلاف احكام اسلام انجام داد، پس لايق امامت نيست .... (1)
قانوندانى و عدالت از نظر مسلمانان، شرط و ركن اساسى است. چيزهاى ديگر در آن دخالت و ضرورت ندارد. مثلاً علم به چگونگى ملائكه، علم به اينكه صانع تبارك و تعالى داراى چه اوصافى است، هيچ يك در موضوع امامت دخالت ندارد. چنانكه اگر كسى همه علوم طبيعى را بداند و تمام قواى طبيعت را كشف كند يا موسيقى را خوب بلد باشد، شايستگى خلافت را پيدا نمى‏كند و نه به اين وسيله بر كسانى كه قانون اسلام را مى‏دانند و عادلند، نسبت به تصدى حكومت، اولويت پيدا مى‏كند.
آنچه مربوط به خلافت است و در زمان رسول اكرم «صلى الله عليه وآله وسلّم» و ائمه ما «عليهم السلام» درباره آن صحبت و بحث شده و بين مسلمانان هم مسلّم بوده اين است كه حاكم و خليفه اولاً بايد احكام اسلام را بداند يعنى قانوندان باشد و ثانياً عدالت داشته، از كمال اعتقادى و اخلاقى برخوردار باشد. عقل همين اقتضا را دارد. زيرا حكومت اسلامى حكومت قانون است، نه خودسرى و نه حكومت اشخاص بر مردم.
اگر زمامدار مطالب قانونى را نداند، لايق حكومت نيست. چون اگر تقليد كند، قدرت حكومت شكسته مى‏شود و اگر نكند، نمى‏تواند حاكم و مجرى قانون اسلام باشد. و اين مسلّم است كه «الفقهاء حكام على السلاطين»(2)، سلاطين اگر تابع اسلام باشند بايد به تبعيت فقها درآيند و قوانين و احكام را از فقها بپرسند و اجرا كنند. در اين صورت حكام حقيقى همان فقها هستند، پس بايستى حاكميت رسماً به فقها تعلق بگيرد، نه به كسانى كه به علت جهل به قانون مجبورند از فقها تبعيت كنند.
2- زمامدار بايستى از كمال اعتقادى و اخلاقى برخوردار و عادل باشد و دامنش به معاصى آلوده نباشد. كسى كه مى‏خواهد حدود جارى كند، يعنى قانون جزاى اسلام را به مورد اجرا گذارد، متصدى بيت المال و خرج و دخل مملكت شود، و خداوند اختيار اداره بندگانش را به او بدهد بايد معصيت كار نباشد و «لا ينالُ عَهدى الظالمين»(3) خداوند تبارک و تعالى به جائر چنين اختيارى نمى‏دهد.
زمامدار اگر عادل نباشد در دادن حقوق مسلمين، اخذ مالياتها و صرف صحيح آن و اجراى قانون جزا، عادلانه رفتار نخواهد كرد و ممكن است اعوان و انصار و نزديكان خود را بر جامعه تحميل نمايد و بيت المال مسلمين را صرف اغراض شخصى و هوسرانى خويش كند. (4)

شرط مرجعيت لازم نيست.

من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم كه شرط مرجعيت لازم نيست. مجتهد عادل مورد تأييد خبرگان محترم سراسر كشور كفايت مى‏كند. اگر مردم به خبرگان رأى دادند تا مجتهد عادلى را براى رهبرى حكومتشان تعيين كنند. وقتى آنها هم فردى را تعيين كردند تا رهبرى را به عهده بگيرد، رهبرى او مورد قبول مردم است. در اين صورت او ولى منتخب مردم مى‏شود و حكمش نافذ است. (5)

الگوى رهبرى      بقیه در ادامه مطلب......

 

 

ادامه نوشته

وصیت نامه برادر شهید علیرضا کوهستانی

بسم الله الرحمن الرحیم

حمد و سپاس خدای را که خریدارجان و مال مومنین گشت و ثنا مخصوص مولایی است که ایمان را به سلاح شهادت مسلح کرد تا در سایه ی این سلاح شعار هیهات من الذله زنده بماند. با درود بی کران بر آخرین پیامبر خدا حضرت محمّد (ص) که انسانی را که در جهل و بت پرستی و شرک غوطه می خورد و در غل و زنجیر های شرک تا کمر خم شده بود ؛ نجات داده و تا قلّه ی مرتفع انسانیت هدایت کرد.
با سلام و درود فراوان به سرور شهیدان ,حسین بن علی (ع) که آموزگار بزرگ شهادت، از ازل تا ابد بوده است و خواهد بود و با درود بی نهایت بر امام زمان (عج) که جهان در انتظار فرجش نشسته و با سلام بر نائب عزیزش خمینی کبیر که مسلمین را از عزّت به ذلت رسانید و جوانان را از میدان های جهل و فساد تا قلّه ی بلند شهادت ,هدایت کرد.
نمی دانم که سخن از کجا آغاز کنم. از فریاد های مظلومانه طفلان معصوم شهدا که در فراغ پدر می سوزند یا از ناله های مادران فرزند از دست داده که در کنار مزار عزیزانشان اشک هم چون دانه های مروارید بر گونه های چین و چروک خورده شان می غلتد .
از کجا سخن آغاز کنم؟ از رزمندگان عارف که در سجده ها می گریند یا از عاشقان مفقودالاثر که استخوان های پیکرشان در بیابان ها ,ندای غریبانه سر می دهد و ما را به یاری می طلبد؟ از کجا بگویم ؟ از شهادت حسین(ع) یا از اسارت حضرت زینب(س) ؟ چرا حسین را کشتند؟ چرا بر جسدش با اسب تاختند؟ چرا هنوز صدای مظلومانه ی حسین بعد از 1300 سال به گوش می رسد و یاری می طلبد؟ و چرا امام حسین هنوز غریب است؟ آیا وقت آن نرسیده که بیدار شویم و سلاح به دست بگیریم و با صدای رسا به ندای حسین لبیک بگوئیم؟
حسین برای اسلام یاری خواست. گفت ای مردم به داد دین اسلام برسید که دین غریب است (نه حسین). مگر اسلام هنوز غریب نیست؟ مظلومیت امروز اسلام در دنیا بی نظیر است. اگر آن روز حسین در زیر سم ستوران جنازه اش خرد شد، امروز پیکراسلام در زیر زنجیر های تانک اسرائیل له می شود و اگر آن روز زینب به اسارت رفت ، امروز اسرائیل هزاران زن حامله ی مسلمان را شکم می درد؛ کدامین درد بزرگتر از این و کدامین اندوه سنگین تر از این است؟
ای امّت شهید پرور، امروز اسلام غریب است و این درخت نیمه جان اسلام نیاز به خون دارد و باید به پای آن خون بریزیم تا بارور شود و جان بگیرد و اسلام زنده شود. مسئولیت ما ایرانیان بسیار سنگین است چرا که خداوند بر ما منت گذاشت و انقلاب اسلامی در ایران به تحقق رسید و من و شما ای مردم عزیز اگر احساس مسئولیت کنیم باید این بار را به دوش بکشیم .
برادران با صبر و استقامت در راه خدا و جهاد اکبر و اصغرباید حسینی عمل کنیم و خواهران باید با از دست دادن شوهر، پسر، برادر و... هم چون زینب صبر کنید و این لبیک گفتن واقعی به ندای امام حسین (ع) است.
ای امّت شریف بگسلید زنجیرهای علایق دنیا را! بکشید این بار سنگین مسئولیت را، تا به صاحب اصلیش تحویل نمایید. ای شهیدان گوارا باد بر شما بهشت جاویدان که گسستید این زنجیر ها را و بر دوش کشیدید این بار سنگین مسئولیت را و سوختید و چراغ راه ما گمشدگان شدید.
ای مردم حال که قرار است ما یک روز بمیریم و ما را داخل قبر بگذارند، بگذار خود این مرگ را انتخاب کنیم ، بگذار شرافتمندانه در میان سنگر خود غوطه بخوریم تا سربلند باشیم در قیامت نزد حسین و مسئولیت خود را ادا کرده باشیم تا در قیامت ما را مورد سوال قرار ندهند که چرا به یاری اسلام نیامدید و ما را داخل آتش جهنم نسوزانند. راستی چه زیباست با روئی سرخ به دیدار خدا رفتن و چه زیباست زنجیر های اسارت را با اسلحه ی زیبای شهادت گسستن.
پروردگارا برای رسیدن به لقائت به کجا بنگرم؟ به کوه ها و دریاها یا به مزار شهدا و یا به شهدای خونین رنگ جبهه ها و جنازه های مفقودین؟
معبودا خود دانی که چگونه در فراغ تو می سوزم و می سازم . پروردگارا عنایت کن و در رحمتت را برویم باز کن.
پدر و مادر عزیزم مرا حلال کنید من اصلاً نتوانستم برای شما فرزند خوبی باشم اما دیگر چاره ای جزاین نبود که بروم، این دنیا تمام شدنی است و اخرت جاودان ، پس اگر خدای بر من منت گذاشت و شهید شدم صبر و استقامت کنید ،اگر جسدم رسید بهدستتان که چه بهتر واگر مفقود شدم هیچ نگران نباشید و اگر گریه می کنید به غربت امام حسین (ع) گریه کنید .
خواهرانم: ببینید که مردم چگونه به خانواده های شهدا عزت واحترام قائل هستندو بسوزید در غم زینب (س) که بعد از شهادت امام حسین (ع) و یارانش زینب را اسیر کردند و مظلوم بود زینب و این را بدانید که هیچ خواهر شهیدی به مظلومیت زینب ، نیامده و نخواهد آمد .
فرزندانم و همسرم : اولا من خدا را شکر می کنم که به من همسری عطا کرد که از لحاظ بینش و اگاهی ومعنویات الحمد لله در سطح بالایی قرار دارد وخود تمام غم ها را به جان خریده است که با من ازدواج نموده است اما همسرم و زهرا دخترم و هادی پسرم این دنیا که تمام شدنی است بر شماها که یتیم شده اید می گذرد, با تمام تلخی هایش و بر کسانی که سرپرست دارند در خانواده بر آنها هم می گذرد اما آخرت جاودان است وتمام نمی شود پس اگر می خواهید در آخرت با هم باشید صبر کنید .
صبربرای ایمان به منزله سر برای بدن است ,آیا بدن بدون سر ارزش دارد مسلما نه پس ایمان بدون صبر هم ارزش ندارد .
هادی جان و زهرا جان ببینید مردم با شما چه مهربانی می کنند اما میدانید بایتیمان حسین چه کردند ، زهرا جان به آنها سیلی می زدند ، به آنها بعد از شهادت امام حسین (ع) تازیانه زدند ، خیمه هایشان را آتش زدند ؛پس ناراحت نباشید من هم در آخرت با شما ملاقات می کنم ولی به شرط این که قدمهایتان را جای پای پدر بگذارید ، همچون فاطمه ، زینب و سکینه بایستی حجاب نماز ومسایل شرعیه را رعایت کنید .
برادرانم :ببینید من در زیر خروارها خاک خفته ام ,اینجا مکانی است که همه یک روز جایتان همین جا است ،پس عبرت بگیرید .نماز ،روزه ، خمس ، زکات و . . . تا در اینجا راحت باشید .
برادرانم اینجا حساب پس دادن خیلی سخت است و اینجا انسان هیچ مونسی ندارد به جز اعمال و کردارش . پس از من عبرت بگیرید و بدانید که شما را هم روزی در زیر همین خاک دفن می کنند .
خدایا مرا کمک کن تا عروس زیبای شهادت را در آغوش گیرم و به لقاءتو برسم . امام را فراموش نکنید سلام مرا به امام زمان (عج)برسانید . مراسم دعای کمیل، توسل وندبه را برگزار کنید و صفهای نماز جمعه را پر کنید.

  التماس دعا علیرضا کوهستانی

مادران شهید پاسداران نفس مطمئنه

شهادت زیباترین مسیر رسیدن به معبود است و شهداء به عنوان پرچمداران حقیقت و راستی در هر جامعه با نشان دادن مسیر حق و باطل در دنیا به شفاعت امّت خویش بر می خیزند. قبل از اعزام به جبهه او یک آهنگر است یا کشاورز و پاسدار، یا یک دانشجو اما وقتی که به ندای امام زمان خویش لبیک می گوید و طعم شیرین شهادت را می چشد به یکباره همچون انبیاء الهی که چوپان بودند به شهرها می آمدند وشبانی ملّتها را به دست می گرفتند، شهدا نیز با نثار نفس خود در راه عقیده شبانی جامعه را به عهده می گیرند. ومادر شهید که این میراث را از فاطمه(س) به ارث برده است، با عزّت و افتخار در شهادت فرزند خود سپید می پوشد و به خود می بالد چون قربانی که ازهاجر پذیرفته نشد ، از وی پذیرفته شده است. با اوهمراه می شوم وقتی برای زیارت قبور شهدا از بیت خارج می شود و با هر قدم که برمی دارد هزار فرشته بر پای او بوسه می زنند. وقتی به تربت شهیدش می رسد دیگر او یک فرشته است. و چه می گوید یک فرشته با یک شهید!؟ وقتی با اوهمکلام شدم دلی داشت پر از درد. از کم لطفی ها و غفلت ها و کم کاری های ما. به چهره اش نگاه می کردم، شکسته بود و مطمئن. آرام اشک می ریخت. اشکی از جنس درد. همان اشکی که امام روح الله فرمود: " ما ملتی هستیم که با همین اشک ها سیل جریان می دهیم و خرد می کنیم سد هایی که در مقابل سلام ایستاده است ". به آرامی ازوی فاصله گرفتم و با خود می اندیشیدم که به راستی مسئولیت من در مقابل خانواده شهدا و امام شهدا چیست؟ و در حالی که گلزار شهدا را ترک می کردم ، زیر لب زمزمه می کردم " قسم به آن جامه سپید، قسم به اشک های آن مادر شهید".

مهدیار

یه یاد حضرت رقیّه " آخرین شهید"

 رمز بقاء و استمرار هر انقلاب دو چیز است ، خون و پیام. این رمز گشایی از واقعه کربلا است. می توان حادثه کربلا را به دو نیمه مساوی تقسیم کرد، که هر دو نیمه بی صبرانه منتظر هم بودند. نیمه اول خون بود ، حسین(ع) و هفتاد و دو تن . نیمه دوم پیام ، رقیّه (س) و زینب(س). درخصوص نیمه اول بسیار گفته وشنیده شده است امّا نیمه دوم. به گواه تاریخ هنگامی که بیت رسول کرم (ص) به عنوان اسیر وارد شهر شام گردید، با استقبال عجیب شامیان به عنوان خارجی و..از آنان استقبال شد و از بام های منازل صدای هلهله و شادی بلند بود. و زینب که از کربلا می آید و رسالت برادر بر دوش می کشد از این مناظر سخت آشفته می شود و با خود می اندیشد که چگونه پیام کربلا را به جامعه آنروز و تاریخ منتقل کند. در مجلس یزید می جوشد و می غرد اما این کافی نیست. در آن مجلس با فرافکنی یزید واطرافیان ، اهل بیت به خرابه های شام منتقل می شوند. و باز زینب می اندیشد که چگونه افکار عمومی را آگاه کند. هنوز اهل شام نمی دانند که چه فاجعه ای رخ داده است. به ناگاه در شهر این خبر فضا را منقلب می کند:" شب گذشته در میان اسیران جنگ، طفلی سه ساله از نوادگان رسول الله جان به جان آفرین تسلیم کرد!؟!". انفجار این خبر در شام باعث می شود مردم به یکباره به خرابه ها هجوم برند و هر یک به نوبه خود ازاهل بیت پیامبر دلجویی کنند. که این لحظه تاریخی برای آغاز افشاگری زینب است. خبر تجمّع مردم به دربار یزید می رسد و یزید بلافاصله دستور می دهد اسرا  را با احترام به جایی امن و راحت انتقال دهند. و به دلیل فشار افکار عمومی که چرا پسر رسول الله را شهید کرده است؟ یزید اجازه برگزاری مراسم عزاداری و ایراد خطبه به حضرت سجاد و زینب را می دهد. و زینب این " زبان علی در کام "می خروشد و نه به اهل شام که انگار هر لحظه به تمام کاخ و کوخ نشینان تاریخ و ما پا برهنگان مکتب اهلبیت می گوید: آیا کسی هست ما را یاری دهد؟ در واقع می توان شهادت حضرت رقیّه را پر دست آوردترین اتفاق در جریان پیام رسانی کربلا دانست و افشاگری های تاریخی زینب بعد از آن به عنوان مکمّل این پیام رسانی. رسیدن به قلّه غلبه بر کوه است و شهادت حضرت رقیّه لحظه حساس غلبه اجتماعی بیت پیامبر بر بنی امیّه است. انقلاب اسلامی ما نیز از این مهم مستثنی نیست. در انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی خون به شکل احسنت ایفا گردیده است. امّا زنده نگه داشتن پیام و یاد شهدا به هر بهانه از اوجب واجبات است. دیدار از خانواده شهدا و راه اندازی کاروان های راهیان نور و پل زدن از کربلای حسینی به کربلای خمینی. و نه درشت کردن عکس شهدا که درست کردن وصیت نامه آنها، و نه جنگ را پایان کار دانستن که هر روز را در جنگ دیدن که "کل یوم عاشورا وکل عرض کربلاست".

مهدیار