بسم الله الرحمن الرحیم 
در فضای مجازی « آنا فیس »  بخشی از متن و صیت نامه « شهید سعید زقاقی» را دیدم که
همان لحظه شعرحاضر را سرودم .
این شعر را تقدیم می کنم به روح مادرم ، دو برادر شهیدم (عباسعلی و یعقوب ) ، این شهید
بزرگوار و همه مردان و زنانی که با رعایت عفت و غیرت ؛ به حفظ خانواده و آرامش
اجتماع برای رشد و ارتقاع همه جانبه و ایجاد « سبک زندگی برتر» کمک می کنند.
وصیت نامه شهید : 
 « مادرم زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن ....
« زمان تشییع و تدفینم گریه نکن .....
« زمان خواندن وصیت نامه ام گریه نکن .....
 « فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش می کنند و زنان ما عفّت را.....
« وقتی جامعه ی ما  را بی غیرتی و بی عفّتی و بی حجابی گرفت ؛ مادرم گریه کن که
اسلام  در خطر است . »
شعر من « مبین » :
به نام خدا
« گریه مادرشهید »
مادرا ! من تا قیامت ؛ میروم
تا زمان حشر امت ؛ میروم
می شوم من کشته در را خدا
تا شود باطل ، زدین حق جدا
مادرم ! گریه مکن، در داغ من
گریه ، آتش می زند بر باغ من
گریه کن ، آنگه که عفت میرود
مرد و زن را دین و غیرت میرود
آن رمان شادی کند شیطان دون
تا کند ، دین و یقین را واژگون
گریه آندم ، میشود تیغ خدا
تا نماید ، حق و باطل را جدا
گریه کن تا بر زنان بی حجاب
حجتی باشی تو در روز حساب
تا که مردی غیرتی گیرد به خود
تا نگوید هرچه شد بادا که شد
عفت ار باشد ،شود خانه به پا
اجتماع ، دیگر نگردد جا به جا
خانواده ، پاک و سالم میشود
تربیت ها ، ضد ظالم میشود
حافظ زن ، غیرت مردان بود
مرد بی غیرت ،دد شیطان بود
گریه با این شیوه میباشد متین
که شده تفسیر در شعر «مبین»
الان « مبین »